العلامة الحلي ( مترجم : ابو الحسن شعرانى )
72
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى )
اگر نقش كتابت به صورت اشياء باشد مثلا براى نوشتن اسب صورت اسب بكشند دلالت بر خارج دارد بىواسطه لفظ و ذهن و اگر كسى اشاره به صورت كند و گويد اينك اسب مجاز گفته همچنين اگر بر لفظ و كتابت مدلول آنها را اطلاق كنند مثلا به كسى بگويند قرآن بخوان او بگويد قرآن يا بگويد قرآن براى من بفرست او روى كاغذى بنويسد قرآن و براى او بفرستد همه مجاز است . [ اعاده معدوم محال است ] و المعدوم لا يعاد لامتناع الإشارة إليه فلا يصحّ الحكم عليه بصحّة العود . مسأله چهلم - علامه رحمه اللّه در شرح اين عبارت فرمود : گروهى از حكما و متكلمان گفتند چيزى كه معدوم شود بازنميگردد و ديگران گفتند ممكن است بازگردد و قول اول درست است و مصنف بر آن چند دليل آورده است . انتهى اين ترجمه عبارت شرح علامه است . پس از آن فرمود دليل اول مصنف آنكه از معدوم چيزى باقى نمىماند پس از معدوم شدن و از ديگر اشيا ممتاز نيست پس هيچ حكمى بر آن نميتوان كرد از جمله نمىتوان گفت معدوم بازميگردد و نقض كرد باينكه بازنميگردد هم حكمى است و اگر حكم بازگشتن نتوان كرد حكم بازنگشتن نيز نميتوان كرد و تحقيق آن است كه حكم كردن بر چيزى موقوف بر حضور آن است در ذهن نه در خارج . و جواب آن است كه حكم بر موجود ذهنى ميكنيم باعتبار دلالت آن بر خارج نه باعتبار وجود و اقتصار بر ذهن نظير آنكه اجتماع سياهى و سفيدى در يك جسم محال است در خارج اما در ذهن محال نيست همچنين معدوم را تصور كردن در ذهن بوجود ذهنى محال نيست و اما معدوم در خارج را محال است و اشاره نميشود و نميتوان گفت هم او بازميگردد چون او نيست مگر آنكه نظير آن موجود شود و كسى بگزاف گويد اين همان معدوم است .